در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار شکسته می شود و بغض تنهایی من مغلوب وجود تو می شود
ديگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم دست از سر من بردار کنار تو نمی مونم دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ، ز، هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم دیگر از این حصار دل آزار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام از حال من مپرس که بسیار خسته ام آنچنان خستهام نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم... فكر می كنم تو مهربون هنوز دلت پیش منه ببین یه عاشق چه جوری هی خودش و گول میزنه فكر می كنم من بمیرم عمر تو هم تموم بشه ببین یه عاشق چه جوری اسیر قلب پاكشه قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم می ترسیدم من نباشم دق كنی اما تو كه عاشق من نبودی فقط می خواستی منو عاشق كنی آه كه هنوز بی تو پریشونه دل آه كه هنوز ساده ساده هستم هنوز همون اسیر بی پناهی كه زندگیش و به تو داده هستم قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم قصه مهربونی اي واي چي شد اون جوونيامون دلم شکست و اي واي چرا يه آخ نگفتي تو مثله يه لاله تو خنده گرم ترانه هاي بارون چه مهربون رسيدي واي از لب بومم صداي گريه هاي من و تو مي شنفتي دلم شکست و اي واي چرا يه آخ نگفتي باز نگاهت اگه عاشق و مستم من چه کنم با غمت واي خدايا نمي تونم شب که مستي مياد باز دل تنگم مي خواد عاشقه چشمات بشم واي خدايا نمي تونم
دلتنگتر از همه دلتنگي ها .....
گوشه اي مي نشينم
و حسرت ها را مي شمارم .....
و باختن ها را
و صداي شکستن ها را...
نمي دانم من کدام اميد را نااميد کرده ام ....
و کدام خواهش را نشنيدم ....
و به کدام دلتنگي خنديدم ....
که اين چنين دلتنگم. ....
دلتنگم،..... دلتنگ ......
کاش آدما وقتی میرفتن ......
خاطره هاشونم با خودشون می بردن .....!

![]()
ديگه از شنيدن رنگ صدات خسته شدم
چه جوري بگم هنوز خيلي دوست دارم ولي
انگار از بيشتر از اين بودن باهات خسته شدم
مني كه عمرم و زندگيم تو چشماي تو بود
باورت نمي شه كه از رنگ چشات خسته شدم
انقدر نگام كردي كه ديگه زد به سرم
از اون آتيش خوابيده تو نگات خسته شدم
![]()

یه روز میگفتم عاشقتم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ی ما تموم شده
حیفه همه خاطره هام به پای کی حروم شده
اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی
قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخوام
دست خودم نیست که دیگه هیچکسو باور ندارم
این چیزا تقصیره توئه تلافیشو در میارم ![]()
تنها و دل گرفته بی زار و بی امید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
که وقتی تشنهام
با چشمهای بسته
فنجان را كج میكنم
و آب مینوشم
آخر اگر كه چشم بگشایم
فنجانی آنجا نیست
خستهتر از آنام
كه راه بیفتم
تا برایِ خود چای آماده سازم
آنچنان بیدارم
كه میبوسمت
و نوازشت میكنم
و سخنانت را میشنوم
و پسِ هر جرعه
با تو سخن میگویم
و بیدارتر از آنَم
كه چشم بگشایم
و بخواهم تو را ببینم
و ببینم كه تو نیستی
در كنارم. ![]()
![]()

![]()

به من می گفتی كه منو دوست داری![]()
کاش ميدانست نياز من چيست!
کاش ميدانست به يک قطره باران نيز قانعم....
کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست!
دلم مثل کوير از محبت و عشق خشک و بي جان است ،
عاشقم ولي ، يک عاشق تنها!
يک عاشق بي کس ! عاشقي که معشوقش در کنارش نيست....
کاش دريا ميدانست کوير چيست!
راز درون دريا رويايي است محال براي همان کوير تنها!
دلم مثل کوير آرزوي ديدن دريا را دارد اما دريايي نيست تنها يک خواب است و بس!
کاش باران ميدانست معني انتظار چيست ....
مني که همان کوير تشنه و بي جانم سالهاست که انتظار يک قطره باران
را ميکشم اما افسوس که اين انتظار بيهوده است....
و اي کاش آسمان ميدانست درد دل اين کوير خسته و تشنه چيست!
![]()

اوم قصه مهربونيامون
اي واي مگه ما يکي نبوديم
ديوونه زندگي نبوديم
صداي گريه هاي
من و تو مي شنفتي
يه قاصد از بهاري
تو به داد قلبم
چه بي وفا پريدي ![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |






